Farsi

ما شگفت‌زده نیستیم.

ما گالری‌داران، هنرمندان، نویسندگان، ویراستاران، گردانندگان، کارگردانان، راه‌بران، دستیاران و کارآموزان هنر و به‌گویی کارگران جهان هنرهستیم که مورد دستمالی، زبونی، آزار، کوچکی، خنده، ترس و نهیب توانگرانی بوده‌ایم که سرچشمه‌ها و پایگاه‌های کاری‌مان را با بهره‌برداری نادرست از جایگاه توانمندشان بازرسی می‌کنند. ما تا به امروز زبان خود را گازگرفته‌بودیم، بیمناک از نیروی مهارگرشان و مژده‌های کاری‌شان.

ما شگفت‌زده نیستیم، هنگامی که گردانندگان هنری پشتیبانی یا نمایشگاه‌های خود را در ازای خرده خدمت‌های ژادی (جنسی) پیشنهادمی‌کنند.

ما شگفت‌زده نیستیم، هنگامی که گالری‌داران آزارهای ژادمند هنرمندان‌شان را رومانتیک می‌بینند، دست‌کم می‌گیرند یا پنهان‌می‌کنند.

ما شگفت‌زده نیستیم، هنگامی که دیدار با یک گردآورهنری یا پشتی‌بان گمانی به سوی فراخوانی ژادین می‌چرخد.

ما شگفت‌زده نیستیم، هنگامی که برای تن‌ندادن تاوان‌می‌دهیم.

ما شگفت‌زده نیستیم، هنگامی که نایت لندزمن (سردبیر گاهنامه آرت‌فروم در نیویورک) در غرفه نمایشگاهی هنری، همان هنگام که کمک به پیشرفت کاری‌مان را قول میدهد دست به سر و گوشمان می‌کشد.

تازش توش نه شگفتی دارد.

این نامه سرگشاده، از گفتمانی گروهی درباره آزار ژادمند در زمینه کاری‌مان رویید و به دنبال آشکارسازی بدرفتاری ژادی نایت لندزمن، رازی سرباز و دیرینه در جهان هنر. شاخه‌هایش به کشورهای دیگر کشید تا هنرمندان، نویسندگان، ویراستاران، گردانندگان، کارگردانان، دستیاران، آموزگاران و کسانی را که جایگاهی در سازمان‌های هنری دارند دربرگیرد.

کار سخت‌تر برای پیش‌برد یکسان‌نگری، بیش‌تر از زنان رنگ‌پوست، ترنس یا کسانی که کیستی ژادی‌شان نامتعارف است چشم‌داشت می‌شود.

کارایی ما بر سنگین‌گرفتن این برشگاه است و بیرون‌نگذاشتن سازه‌های دیگری که بازنمودی از خشک‌اندیشی، برون‌گذاری و آزارهستند. شماری از این سازه‌ها، که کرانه‌های گسترده‌‌ای دارند، کیستی ژادی، توانایی فردی، دین، تراز همبودی و نهشت کوچی‌مان می‌باشند. نیازی فوری برای انبازش روایت‌های‌مان درباره گستردگی ژادگرایی، رفتار نابرابر و نامناسب، به ستوه‌آوری و رفتار ناروای ژادمند که به سانی سازمند، گسترده و شدید تجربه می‌کنیم وجوددارد.

بسیاری از نهادها و افراد پرتوان در جهان هنر، با زن-آزاد-خواهی و برابری پیوندی کلامی و نگرشی دارند، از داوی‌های نازک‌شان درباره سیاست‌های پیشرو بهره‌های مالی می‌برند، و هنجارهای سرکوب‌گر و زیان‌آور ژادین خود را نگه‌می‌دارند. آنان که نیرومند هستند چشم‌می‌پوشند، بهانه می‌آورند، یا به هرگونه دست‌درازی و فروداشت تن‌می‌دهند تا زیستگاهی پذیرا و هم‌دست برای کاربرد ناروایانه توانگری در انجام کارهای گران‌بار وغیرقانونی بسازند.

کناره‌گیری سردبیر گاهنامه‌ای تراز بالا این مشکل بزرگ و فریبا را چاره نمی‌کند: جهان هنر است که مرده‌ریگ‌های ساختاری توانمندی را افراشته و کردار نیک را پایمال‌می‌کند. این گونه زورگویی‌ها دمادم در پهنه جهان هنر در ترازی بین‌کشوری و گسترده رخ‌می‌دهند. ما خاموش‌شدیم، رانده‌شدیم، آسیب‌دیدیم، نادیده‌گرفته‌شدیم برای واکنش بیش‌‌‌‌ازاندازه و ترسانده‌شدیم هنگامی که کوشش‌کردیم  زورگویی‌های ژادگرایانه و شهشی‌شان را آشکارکنیم.

ما از این پس خاموش‌نمی‌مانیم.

ما محکوم‌می کنیم کسانی را که به خاموشی، کم‌بینی و بهره‌برداری از ما ادامه‌دهند. کردارهای شما از این پس بین ما با ترس از خفگی، انگ و ترک، پنهانی پچ‌پچ نمی‌شود. هر کجا که توانمندی زورگو ببینیم رای به آشکارسازی می‌دهیم و از سازمان‌ها و کسان وابسته، خواستار بیان سنگین نگرانی‌ها‌یمان می‌شویم تا این گونه روی‌داد‌ها روشن‌شوند، بدون درنگرآوردن ژاد تبه‌کار.

از این پس فرمایش‌های سربارانه، خیرگی‌های تن‌نشین، بندها و ترسانک‌هایی که به نازکی درلاس‌ها یا خاموشی همکاران بلندپرواز پیچیده‌اند کتمان‌نمی‌شوند.

ما دیگر تاب شرمسارشدن و باورنشدن نداریم. چفت‌هایی را که به سخن‌ها‌ی‌مان زده‌می‌شوند بازمی‌کنیم. ما به سامانه‌های‌چاره‌گشا* که برای پاک‌کردن مشکلی گردن‌نهاده برپاشده‌اند، نمی‌پیوندیم. ما، یک شناسه‌کرداری آماده‌کرده‌ایم که در پایین این بیانه آورده‌ایم تا کسانی که ناتوان هستند برای پشتیبانی از همبودی‌امن‌کاری برای همگان به همگان نشان‌دهند.

ما، دستینه‌داران—کسانی که تجربه زورگویی دارند و کسانی که به هم‌بستگی آنان می‌ایستند—با سازمان‌های هنری، انجمن‌ها و هم‌کاران‌مان سخن‌می‌گوییم و از آنان می‌خواهیم که به نقش خود در نهادینه‌شدن لایه‌های مختلف نابرابری ژادی و زورگویی بیاندیشند و روش‌های‌ برخوردشان را با این‌گونه دشواری‌ها در آینده بسنجند.

ما زیادتراز آنیم که نادیده گرفته‌شویم.

با همه آنچه که کشیدیم و دیدیم این نامه جای شگفتی ندارد.

 

شناسه آزار ژادمند (جنسی)

آزار ژادمند، گونه‌ای بهره‌برداری فردی یا نهادی است از رفتاری ژادین برای بیم‌دادن، مها‌رکردن، پست‌کردن، ترساندن، قلدری‌کردن، کوچک‌کردن، سرشکسته‌کردن یا خجالت‌دادن یک انسان.

آزار ژادمند، می‌تواند برای هر کسی با هرگونه گرایش ژادین یا اندام ژادی پیش‌آید.

آزار ژادمند، کم‌تر به کشش ژادین برمی‌گردد. بیش‌تر راهی برای ورزش نادرست توانایی و جایگاه بوده و انجام‌دهندگانش آن را بسان ابزار یا جنگ‌افزار به‌کارمی برند.

آزار ژادمند، درنده و رخنه‌گر است و بیش‌تر برای ستاندن برتری یا  چیرگی یک فرد بر فردی دیگر به کار‌می‌رود.

آزار ژادمند، هر گونه رفتار ناخوانده ژادین است، جدای آرایه‌اش. این آرایه‌ها شامل می‌شوند از: برخورد بدنی بی‌جا، ناخواسته یا ستانده‌نشده؛ بیان دیدگاه‌های ستایش‌آمیز یا کاهنده؛ حرف‌های ناخوشایند درباره نمود بدنی یا پوشاک؛ پیشنهاد و پرسش درباره گرایش ژادین، کیستی ژادی یا زندگی ژادی؛ درگیری ناخواسته با گزاره‌ها، فراخوان‌ها یا لاس‌زنی‌های ژادین؛ ایجاد ناآسودگی با نمایش یا دهش چیزی ژادین؛ بخشیدن هدیه‌های ناخواسته؛ ترفندهای زبانی و ادایی مانند سوت‌زدن، چشم‌چرانی‌کردن، زل‌زدن؛ دنبال‌کردن و دیگر رفتارهای زنجیروار دلهره‌آور.

آزار ژادمند، همیشه رودررو نیست. می تواند از طریق رایانامه، نگاره، زیستگاه‌های رسانه‌ای (مانند اینستاگرم)، دورگو، پیامک و دیگر رسانه‌ها پیش‌آید. نیاز‌نیست که آزاردهنده رفتار یا گفتار خودش را ژادمند بشناسد تا گونه‌ای ازآن شمرده‌شود.

آزارشونده شاید به خوبی آزاردهنده را بشناسد و یا به تازگی او را دیده‌باشد. آزار ژادمند، می‌تواند یک‌بار در زمانی کوتاه یا پیاپی پدیدارشود. شاید آزارشونده با آزاردهنده در زیستگاه کاری، گروهی یا فردی‌اش برخوردکند. شاید با او پیوندی پیشه‌ای یا مردمی داشته‌باشد. شاید آزارشونده به چشم دیگران هم داستان با آزاردهنده و خوشنود از کنشی که بین‌شان هست دیده‌شود یا گمان‌شود که بخواهد وابستگی‌اش را نگه دارد.

هیچ کدام از این‌ها دلیل نمی‌شود که آزارشونده به پیش‌باز رفتار ژادمند رفته‌باشد یا دلش آن‌را خواسته‌‌باشد. اگر رفتار پذیرفته، خوانده یا ستانده ‌نیست آزار ژادمند است جدا از چگونگی رویارویی یا پیوند بین آزاردهنده و آزارشونده. هیچ‌گاه نباید آزارشونده ناچار به بیان چرایی خودداری‌اش از همکاری با آزاردهنده باشد.

آزار ژادمند، برای آزارشونده بسیار خرد‌کننده است و آسیب‌های سنگین روانی برجای‌می‌گذارد. اگر در مدرسه، کار یا دیگر زیستگاه‌های سازمانی اتفاق بیافتد، می تواند توانایی و پویایی آزارشونده را ازبین‌ببرد و به دستاوردها، چشم‌انداز کاری و آوازه‌اش آسیب‌برساند. کاهش ارزش یک انسان به ژادش، مهارت کاری و توانایی همکاری‌اش را سست‌می‌کند.

شرمگین‌کردن، سرزنش‌کردن و ردکردن آشکارای گفته‌های آزارشونده، که بیش‌تر به‌دست کسانی که از آنها درخواست کمک می‌کند انجام‌می‌گیرد، به گسترش فرهنگ سکوت و رازمندی کمک‌‌کرده و زیستگاهی مانا وآسان برای کاربرد ابزاری توانگری ایجاد‌می‌کند.

آزار ژادمند، بیش‌تر از توان‌گران برای مهار و چیرگی بر زیردستان‌شان سرمی زند. برای این‌ است که بیان‌کردنش می‌تواند سخت وهولناک باشد. چون این‌گونه بهره‌برداری‌های نادرست از توانگری خمیره‌ای ژادین دارند، بیش‌تر با ترسی آغشته به شرم و خجالت‌ همراه هستند.

شاید آزار ژادمند برای ماه‌ها، سال‌ها یا همیشه سربسته بماند. شاید آزارشوندگان از ترس‌شان یا دلهره از بازتاب ماجرا، توانایی برملاکردنش را نداشته باشند. گذشت زمان خدشه‌ای بر درستی گفته‌های‌شان نمی‌اندازد.

#تازش‌توش‌نه‌شگفتی‌دارد

#‌شگفت‌زده‌نیستیم

#NOTSURPRISED

سامانه‌های‌چاره‌گشا* به واکنش اجرایی آرت‌فروم پس از روشن‌شدن درستی داوی کارمندش، آماندا اشمیتس، درباره دست‌درازی‌های یکی از سه سردبیر هسته ای‌اش، نایت لندزمن، برمی گردد. نایت لندزمن به جرم  بهره‌برداری‌ ژادی در روز چهارم آبان ۱۳۹۶ در دادگاه شهر منهتن محکوم شد و گاهنامه را ترک کرد. پس از کناره‌گیری او آرت‌فروم بیانیه زیر را منتشر کرد:

”بامداد امروز، نایت لندزمن درخواست کناره گیری‌اش را به سردبیران آرت فروم داد و رییس گاهنامه، آنتونی کورنر، آن‌را پذیرفت. در روزهای گذشته در پی دیدارهایی با کارکنان‌مان فهمیدیم که نایت لندزمن آن‌ها را در رفتارهای ناپذیرایی درگیر کرده که سبب ناآرامی زیستگاه کاری‌شان شده‌است. ما هر آن‌چه که در توان داریم به‌کارمی بریم تا فضای کاریمان را با ارزش‌های ویراستاری‌مان هماهنگ‌کنیم و از این هنگام برای دگرگون‌کردن آرت‌فروم به زیستگاهی شفاف، دادمند و بدون هیچ‌گونه بردباری برای هرگونه آزار ژادمند بهره‌می‌بریم. بدبختانه، این رفتار آرمان‌های فمینیستی را که مدت‌ها برای‌شان ایستاده بودیم سست کرد. در پاسخ، ما یک سامانه ویژه از زنان در گاهنامه برپامی کنیم تا این دگرگونی را بازرسی کنند.“

برگرداننده: آوا انصاری 

Translated by NotSurprised member, Ava Ansari